تبليغاتX
[ وسواس نخست نسل سوخته ]

[ وسواس نخست نسل سوخته ]

آنیما ، آنیموس و ما نسل سوخته این مرز پر گزند

 

فیلم درمانی : شتاب بخشیدن به درمان با سینما – بخش سی و یکم

 

چیرگی راستی بر ناراستی

 

دکتر بهنام اوحدی*

 

www.iranbod.com

 

زمستان اورلوگز (   ( Oorlogs Winter

 

فیلم زمستان اورلوگز ، اثر درخشان و فراموش نشدنی « مارتین کولهوون » ، که بر پایه ی کتاب « ژان ترلو » ساخته شده است ، از بهترین فیلم های در دسترس برای شناخت درمانی فردی مراجعان دچار افسردگی ، نگرانی و اضطراب است. فیلم به کشته شدن پدر خانواده و شهردار شهر در تیرباران تلافی جویانه ی نیروهای اس اس آلمان و آثار و عوارض این رخداد بر پسرک نوجوان ، دختر جوان و مادر خانواده می پردازد. اما این همه ی ماجرا نیست؛ عموی خیانت کار و ناراست مدار خانواده ، مدت هاست که دل به اندیشه های فاشیستی رایش سوم بسته و در ستیز با کمونیزم رو به رشد ، هواداران و اعضای نهضت مقاومت ملی کشورهای اروپایی و شبکه ی نجات خلبانان نیروی هوایی انگلستان را به اس اس و گشتاپو لو می دهد. آن چه که فیلم زمستان اورلوگز را درخشان و فراموش ناشدنی ساخته ، نه نماها و رخدادهای جنگی فیلم ، که سکانس های انسانی و حیوان دوستانه ی آن است. صحنه ی کوشش بی فرجام پسرک در نجات دادن پدر از جوخه ی اعدام و شیون و زاری او در پی در خون غلطیدن پدر ، از نماهای ماندگار فیلم است که می تواند بار و ارزش روان تحلیلی ( روانکاوانه ) فراوان و سرشاری در فرآیند روان درمانی تحلیلی مراجعانی داشته باشد که دچار چالش ، کشمکش و ستیز برآمده از تعارضات پایدار اودیپی با پدر بوده و هستند.

نمایی که در آن پدر ، به یکباره پوست کندن خرگوش را با تیغ به پسر آموزش می دهد و نیز نمایی که پسرک می کوشد برای رهانیدن اسب دوست داشتنی و وفادارش از درد جانکاه خرد شدن ساق پا ، گلوله ای به پیشانی اسب شلیک کند و زاری امانش نمی دهد ، از دیگر داشته ها و درون مایه های سرشار و ارزشمند فیلم هستند.

اما همین پسر که توان کشتن پرنده و پوست کندن از خرگوش را ندارد ، بالاخره در پی فاش شدن راز عموی خیانت کار و میهن فروش ، او را با شلیک گلوله می کشد تا خلبان انگلیسی به یاری خواهرش بگریزد و بار دیگر به جبهه ی جنگ با دشمن مشترک باز گردد.

 فیلم « زمستان اورلوگز » همچون فیلم های « فهرست شیندلر » ، « کتاب سیاه » ، « پیانیست » ، « پسری با پیژامه ی راه راه » ، « زندگی زیباست » و مانند آن از این توان برخوردار است که درست همانند کتاب « انسان در جست و جوی معنا » ی دکتر ویکتور فرانکل به مراجعان درمانده و بی امید ، قوت قلب و روحیه دهد که آن ها تیره روزترین و نگون بخت ترین آفریده های پروردگار در گیتی نبوده و نخواهند بود و بسیاری درد و رنج های سنگین تر و طاقت فرساتر از آنان داشته اند ، اما با اراده و پشتکار کامیاب گشته اند تا بر این مشکلات به نظر بی پایان چیره شوند.

رواندرمانگر می تواند بیمار را تشویق کند تا همانند شخصیت پسرک فیلم با مشکلات رنج آور زندگی به چالش و رویارویی بپردازد و جرات و جسارت چیره شدن بر آن ها در واپسین گام را همواره به یاد داشته باشد.

 

کتاب سیاه ( Black Book )

 

« کتاب سیاه » فیلم خوش ساخت ، گیرا و ماندگار « پل ورهوفمن » هلندی از ارزشمندترین فیلم هایی ست که می توان برای رواندرمانی افراد به شدت افسرده ، نگران و مضطرب از آن سود جست. این فیلم به ویژه ، همانند فیلم « بر باد رفته » ، برای رواندرمانی دختران و زنان دچار اختلال افسردگی ژرف و سترگ ( ماژور ) همراه با « درماندگی آموخته شده » و « اندیشه های خودکشانه » ، اختلال اضطراب فراگیر ، اختلال سازگاری ، اختلال شخصیت های افسرده – منتقد ( دپرسیو ) ، پرهیز گرا – مردم گریز ( اوویدنت ) و وابسته – منفعل ( دیپندنت ) بسیار سودمند و اثرگذار است. فیلم همچون فیلم « زمستان اورلوگز » ، رویارویی راستی و درستی با دروغ و دورویی را آشکارا نشان می دهد و نمایان می سازد که چگونه خیانتکاران میهن فروش ، پس از مدتی کامیابی و برخورداری ، در باتلاق بدبختی و تیره روزی گرفتار شده و رسوا و نابود می شوند.

 

کاتین ( Katyn )

 

فیلم « کاتین » ، اثر تکان دهنده و فراموش ناشدنی « آندرژا واژدی » که بر پایه ی رمان « پس از مرگ » آندری مولارزیک ساخته شده است ، نیز همچون فیلم های « زمستان اورلوگز » و « کتاب سیاه » ، به رویارویی راستی با ناراستی می پردازد و نشان می دهد که ابر تیره ی نیرنگ و دروغ ، آن اندازه دیرپا و ماندگار نیست که همواره خورشید راستی و درستی را بپوشاند. فیلم « کاتین ( KATYN ) » به جنایت واقعی کشتار دسته جمعی بیست هزار نفر افسر جزء و ارشد و حتا ژنرال های اسیر شده ی ارتش لهستان از سوی ارتش سرخ روسیه شوروی در سال ۱۹۴۰ در جنگل اشغالی کاتین لهستان می پردازد.

آن چه در نخستین ماه های جنگ جهانی دوم و نیز در واپسین ماه های آن بر سر مردم لهستان به ویژه « ورشو » رفت ، از تیره ترین تراژدی های تاریخ است. شوروی ( روسیه ) استالینیستی با کشتار ناجوانمردانه ی افسران و سرداران بی گناه و دربند ارتش لهستان ماه های آغازین جنگ لهستان را منکوب کرد و سپس در واپسین ماه های جنگ جهانی دوم ، به رغم کلی وعده و امید ، نهضت مقاومت ملی مردم ورشو را بدون مهمات و تسلیحات در برابر نیروهای ارتش و سپاه اس اس پیشوا تنها گذاشت تا همه ی دلاوران میهن دسته جمعی کشته شوند.

استالین ، که در وحشی گری و چپاول و کشتار دست هیتلر را از پشت بسته بود ، با این دو راهبرد ناجوانمردانه ، لهستان از راد مردان دلاور و میهن پرست تهی ساخت تا ساده و آسان در پی به عقب راندن نیروهای ارتش و سپاه اس اس آلمان نازی بتواند این موقعیت استراتژیک و ژئوپولیتیک را فرو بلعیده و برای همیشه - بدون وجود هیچ گونه اعتراض و مقاومت مسلحانه ی زیر زمینی و حتا مدنی - از آن خود نماید.

فیلم آشکارا نشان می دهد که چه گونه سامانه ی اطلاعاتی – امنیتی حزب کمونیست شوروی با یاری خودفروختگان حزب کمونیست لهستان اشغالی ، چندین دهه کوشش داشتند تا به مردم بقبولانند که این کشتار جنایتکارانه ، نه از سوی نیروهای امنیتی ارتش سرخ روسیه ی شوروی در سال 1940 ، که به دست سپاه اس اس آلمان در 1943 انجام شده است. شکستن سنگ قبرهایی که تاریخ 1940 را حک شده بر خود داشتند ، کوچک ترین راهکار آنان بوده است. با فروپاشی رژیم کمونیستی شوروی و خودفروشان وابسته بدان در لهستان ، خورشید حقیقت از پس ابرهای گذرا برون آمد و راستی بر ناراستی چیره و فراگیر شد. هر چند دهه ها پیش از آن هم ، مردمان لهستان برون از خانه و کنج آشیانه ، حقیقت را زیر لب زمزمه کرده و یادآور می شدند. نماهای مربوط به کشتار بی رحمانه و ناانسانی افسران و سرداران دربند ، آیینه ی درخشان و فراموش ناشدنی از خوی وحشی آدمی ست. 

 

 

*روانپزشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی

 


 

 

سنگ نبشته ی کشتار افسران ارتش و رهبران روشنفکر لهستان از سوی ارتش سرخ روسیه ی شوروی

 

 

فیلم آشکارا نشان می دهد که چه گونه سامانه ی اطلاعاتی – امنیتی حزب کمونیست شوروی با یاری خودفروختگان حزب کمونیست لهستان اشغالی ، چندین دهه کوشش داشتند تا به مردم بقبولانند که کشتار جنایتکارانه ی افسران جزء و ارشد ارتش و رهبران جریان های روشنفکری لهستان اشغالی ، نه از سوی نیروهای امنیتی ارتش سرخ روسیه ی شوروی در سال 1940 ، که به دست سپاه اس اس آلمان در 1943 انجام شده است. شکستن سنگ قبرهایی که تاریخ 1940 را حک شده بر خود داشتند ، کوچک ترین راهکار آنان بوده است. با فروپاشی رژیم کمونیستی شوروی و خودفروشان وابسته بدان در لهستان ، خورشید حقیقت از پس ابرهای گذرا برون آمد و راستی بر ناراستی چیره و فراگیر شد. هر چند دهه ها پیش از آن هم ، مردمان لهستان برون از خانه و کنج آشیانه ، حقیقت را زیر لب زمزمه کرده و یادآور می شدند. نماهای مربوط به کشتار بی رحمانه و ناانسانی افسران و سرداران دربند ، آیینه ی درخشان و فراموش ناشدنی از خوی وحشی آدمی ست.

تماشای فیلم فراموش ناشدنی « کاتین ( KATYN ) » را به همه ی دوست داران تاریخ ، به ویژه تاریخ جنگ جهانی دوم ، به گونه ای پافشارانه سفارش می کنم.فاشیست و کمونیست دو خوره ای بود که گیتی را دستخوش دگرگونی های ژرف و سترگی کرد.

با تماشای این فیلم ، پروردگار را بار دیگر هزاران بار سپاس گفتم که آلوده به میکرب سیاست نیستم و از هفت حزب و اقلیم آزاد و رهایم تا مجبور نباشم برای جبران جنایتی ، به جنایتی دیگر دست و دامان آلوده سازم !

فیلم کاتین ، را بیش از هر چیز باید آیینه و کارنامه ی اندیشه ها و ایدئولوژی های سیاسی توجیه گر و نا انسانی دانست که هنوز هم فراگیر و پر پرستشگرند...

 

 

سنگ قبر شکسته : نماد جنایت ددمنشانه ی ارتش سرخ روسیه ی شوروی در جنگل کاتین لهستان

 

 

  


 

در راستای مشاوره و ویزیت « ماهی یک بار » مراجعان دچار مشکلات جنسی - زناشویی ( سکسولوژیک ) در زادگاهم اسپهان ، به امید پروردگار ، مراجعان و بیماران ارجمند اسپهانی را ، در بعد از ظهر فردا پنج شنبه ، بیست و هشتم آبان ماه ۱۳۸۸ خورشیدی ، از ساعت چهار تا نه بعد از ظهر ( ۱۶ تا ۲۱ ) ،  در « مرکز مشاوره نویدبخش » ، به نشانی :

اسپهان ( اصفهان ) ، خیابان طیب ، رو به روی پمپ بنزین ، نبش بن بست عسل ، شماره تماس : ۲۳۵۶۶۲۹ و ۲۳۴۴۵۲۵  

و

همچنین ، پیش از ظهر پس فردا جمعه ، بیست و نهم آبان ماه ۱۳۸۸ خورشیدی ، از ساعت نه ( ۹ ) تا چهارده ( ۱۴ ) ، در « بیمارستان سینا » ، به نشانی :

اسپهان ( اصفهان ) ، خیابان شمس آبادی ، پس از چهارراه قصر ، بیمارستان تخصصی و فوق تخصصی سینا ، جنب مرکز سونوگرافی ، شماره تماس : ۲۲۰۵۰۲۵ ( داخلی ۵۱۸ )

 

 ویزیت خواهم کرد.

 

هویداست که مشاوره دادن به مراجعان و ویزیت بیماران ارجمند ، تنها با وقت قبلی ممکن خواهد بود.

 


 

 

آسیب شناسی روانی خشونت و پرخاشگری – بخش نخست

 

ناکامی ، از قابیل تا قبایل کنونی

 

دکتر بهنام اوحدی*

 

www.iranbod.com

 

 

 

پیشینه ی پرخاشگری و خشونت به تاریخچه ی پیدایش آدمی باز می گردد. اگر قتل بیش تر شامل بیگانگان شده و می شود ، خشونت و پرخاش کرداری ست که بیش تر به آشنایان و بستگان سمت و سو پیدا می کند. در بروز این کردار ، جنبه های بیولوژیک ( زیستی ) – از جمله عوامل ژنتیک و ارثی – نقش فراوان دارند ، اما بر پایه ی پژوهش ها و نظریه ی کنراد لورنز « پدیده ی نقش پذیری » ، یادگیری کردار پرخاش گرانه و خشونت مآبانه  در روند آموزشی و پرورشی فرد ، به ویژه در دوران کودکی و نوجوانی ، جایگاهی بنیادین و چشم ناپوشیدنی داشته و دارد.

از این دیدگاه پرخاش گری یک نوع از کردار اجتماعی آموخته شده است که با « پاداش » - افزایش دوپامین و نور اپی نفرین در راه ها و جایگاه های مربوطه ی مغزی - تقویت می شود.

از آن هنگام که جان دالرد  فرضیه ی « سرخوردگی – پرخاش گری » را عنوان نمود ، این فرضیه در طی پژوهش های مکرر مورد پشتیبانی قرار گرفت.

یکی از گونه های مهم سرخوردگی که به ویژه منجر به افزایش بروز پرخاش گری و خشونت خانگی شده و می شود ، « احساس ناکامی در روابط عاطفی – جنسی » است.

اروس ( شور زندگی ) که در برابر تاناتوس ( شور مرگ ) قرار می گیرد ، در برگیرنده ی دو جزء ایگو  و  لیبیدو ( زیست مایه ) است. مهار یا ممنوعیت تکانه های لیبیدو – که ممکن است از احساس گناه ، شرم یا عذاب وجدان ناخود آگاه یا فشار عوامل بیرونی سرچشمه گرفته باشد – به واکنش پرخاش گرایانه از سوی آدمی می انجامد. واکنشی که در واقه جابه جا شدن تاناتوس ( مرگ مایه ) از خویشتن به سوی دیگران است.

هر چند آموزش راهبردهای مدارا و سازگاری با محدودیت ها و تنگ نظری های اجتماع پیرامون و سرگشتگی و پریشانی برآمده از آن ها ، گزینه ی نخست و بنیادین است ، اما به نظر می رسد پدید آوردن امکان ارضای درست و مناسب تکانه های لیبیدو در خانواده و اجتماع راهبردی سودمند و اثر گذار در کاهش بسامد پرخاش و خشونت خانگی است. این رویکرد به ویژه آن هنگام خود را برجسته تر می نمایاند که به یاد آوریم که برخلاف پنداشت نخستین ، دست کم در ایالات متحده ی آمریکا ، بسامد خشونت خانگی روا داشته شده از سوی مردان و زنان برابر بوده و هست.

امروزه وضعیت زندگی شهرنشینی امکان و احتمال پدیدار شدن واکنش پرخاش گرایانه را افزایش داده است. آلودگی هوا  بر کارکرد مغز آدمی اثر ناخوشایند دارد. به ویژه استشمام گازها و آلاینده های بدبو به برانگیختگی پیدا و پنهان آدمی و واکنش های نابردبارانه ی او می انجامد. این عامل آن گاه که با سر و صدای گوش خراش و ازدحام و شلوغی همراه و پیوسته شود ، برانگیختگی و واکنش های پرخاش گرانه را افزایش می دهد. این سه عامل به گونه ای زنجیر وار در ترافیک وجود دارند که جزئی جدا نا شدنی از اجتماع شهر نشینان بسیاری از نقاط جهان است.

الگوهای زندگی مدرن و صنعتی امروزی ، به ویژه در زندگی شهر نشینان ، عاملی دیگر برای افزایش برانگیختگی فیزیولوژیک آدمیان است که امکان و احتمال انجام کردار پرخاش گرایانه از سوی آدمی را فزونی می بخشد. از جمله مهم ترین این الگوها می توان به رقابت ها و چالش های حرفه ای پیگیر و تنگاتنگ اشاره نمود. افزایش شمار آدمیان عاملی مهم در پیدایش این رقابت ها و چالش هاست که در جوامع عقب مانده و یا در حال رشد برجسته تر رخ می نمایاند. به ویژه آن هنگام که به یاد آوریم که در این گونه اجتماعات رشد نایافته توان کارآفرینی محدود و نامتناسب بوده و بنابراین بسیاری از افراد در یافتن کار مناسب و دست یابی به مزایای مادی آن محروم و ناکام می مانند. سرگشتگی مادی و اقتصادی با گرفتار ساختن آدمیان در پایین ترین رده از نیازهای روان شناختی – که از سوی آبراهام اچ مزلو به خوبی بیان شده است – در عمل آن ها را از رشد روانی و معنوی لازم و مناسب باز داشته و به آسیب ها و عوارض دومینه ی دیگری می انجامد.

یکی از دیگر الگوهای زندگی امروزی ، تماشای مسابقات ورزشی است که رویکردی رایج در شمار فراوانی از خانواده های همه ی جوامع جهان است که خود در همان حال که به افزایش سطح لذت ، شادی و کامیابی می انجامد ، در بسیاری از موارد نیز با ناکامی و خشم و پرخاش همراه می شود. فراگیر و سترگ شدن این رقابت های ورزشی به چالش ها و ستیزهای بین فردی و اجتماعی می انجامد که احتمال رخ دادن واکنش های پرخاش گرایانه را افزایش می دهد.

دیدن برنامه های پورنوگرافیک و اروتیک چند دهه است که جزئی از زندگی روزمره ی آدمیان شده است. سود جستن زیاد و مکرر از این گونه فیلم ها و تصاویر – به ویژه چنان چه با داستانی لطیف ، عاشقانه و رمانتیک همراه و همبسته نباشند – دستاوردی جز افزایش مداوم یا مکرر برانگیختگی فیزیولوژیک و جنسی ندارد که می تواند آشکارا بنیانی برای برانگیختن واکنش های پرخاش گرایانه در آدمی شود.

از دیگر الگوهای چیره و فراگیر زندگی مدرن آدمیان در سده ی بیستم میلادی و پس از آن ، تماشای فراوان فیلم ها و سریال های دارای صحنه های پرخاش گرایانه ی پر زد و خورد است که افزون بر فراهم آوردن امکان « نقش پذیری خشونت و یادگیری کردار پرخاش گرایانه » برای کودکان و نوجوانان ، در عمل به افزایش برانگیختگی روانی – فیزیولوژیک در همه ی سنین می انجامد. موج رو به گسترش خشونت و پرخاش در سینمای چهار دهه ی اخیر گیتی در واقع همانند « پاداش » برای پشتیبانی و تقویت این گونه کردار اجتماعی آموخته شده ایفای نقش نموده است. کرداری که پیش از هر ایستار و جایگاه دیگر در خانه و خانواده رخ می نمایاند.

از دهه ی 1970 میلادی ، در آمریکا و اروپای غربی جنسیت و اروتیسیزم همراه و همبسته با خشونت و پرخاش گری ، پا به دنیای کارتون هایی گذاشت که برای کودکان و نوجوانان ساخته می شد. بدین گونه « نقش پذیری خشونت و فراگیری کردار پرخاش گرایانه » ، درست در سرنوشت ساز ترین سال های بنیان نهاده و استوار شدن « منش ( کاراکتر ) » شخصیت آدمیان با این زیر ساخت مهم پنداری ، کرداری و گفتاری همبسته و پیوسته می شود. جای افسوس است که این روند در دهه های 1980 و 1990 به جای کاستی گزیدن ، در عمل با آفرینش کارتون های تخیلی روباتیک و فضایی رو به فزونی گذاشت تا ذهن کودکان و نوجوانان سراسر گیتی این فرآیند را نیک و درست ارزیابی نموده و پندار و کردار پرخاش گرایانه « تقویت » شود.

 

 

 *روانپزشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی

 


 

 

فیلم « کاتین ( KATYN ) » به رخداد واقعی کشتار گروهی بیست هزار نفر از افسران جزء و ارشد و حتا ژنرال های ارتش لهستان از سوی ارتش سرخ شوروی به دستور استالین در سال ۱۹۴۰ در مناطق اشغالی لهستان - جنگل کاتین - می پردازد.

آن چه در نخستین ماه های جنگ جهانی دوم و نیز در واپسین ماه های آن بر سر مردم لهستان به ویژه « ورشو » رفت ، از تیره ترین تراژدی های تاریخ است. شوروی ( روسیه ) استالینیستی با کشتار ناجوانمردانه ی افسران و سرداران بی گناه و دربند ارتش لهستان ماه های آغازین جنگ لهستان را منکوب کرد و سپس در واپسین ماه های جنگ جهانی دوم ، به رغم کلی وعده و امید ، نهضت مقاومت ملی مردم ورشو را بدون مهمات و تسلیحات تنها گذاشت تا از سوی نیروهای ارتش و سپاه اس اس پیشوا دسته جمعی کشته شوند.

استالین ، که در وحشی گری و چپاول و کشتار دست هیتلر را از پشت بسته بود ، با این دو راهبرد ناجوانمردانه ، لهستان از راد مردان دلاور تهی ساخت تا ساده و آسان در پی به عقب راندن نیروهای ارتش و سپاه اس اس آلمان نازی بتواند این موقعیت استراتژیک و ژئوپولیتیک سرنوشت ساز در رویارویی سرد پس از شکست و فروپاشی آلمان هیتلری را فرو بلعیده و برای همیشه - بدون هیچ گونه اعتراض و مقاومت مسلحانه ی زیر زمینی و حتا مدنی - از آن خود نماید.

      

کاتین ( katyn ): کشتار افسران و ژنرال های ارتش لهستان از سوی ارتش سرخ استالین  

 

 

این نوشته ادامه دارد................